رفتار سازمانی در سطح فردی

رفتار سازمانی در سطح فردی

نگرش ها و ادراکات فردی

نگرش حالتى ذهنى حاکى از تمایل است و بر پاسخ هاى فرد به تمامى موضوعات و موقعیت هایى که با آن در ارتباط است، تأثیرى جهت دار یا پویا دارد . نگرش ها، در زمینه سازى و شکل دهى به رفتارها، ایجاد انگیزش ها، ارضاى نیازها و جهت دهى به گرایش ها تأثیر دارند .

هر نگرش از سه بعد زیر تشکیل می شود:

  • بعد شناختى (باور): مربوط‌ به‌ باورهای‌ گوناگون‌ و آگاهانه‌ افراد نسبت به‌ یک‌ موضوع‌ است.
  • بعد عاطفى (گرایش): شامل عواطف و‌ احساساتی‌ است‌ که‌ بر اثر مواجهه‌ با یک‌ موضوع در شخص‌ برانگیخته‌ شده‌ و ارزیابی او را از آن‌ موضوع‌ مشخص می‌کند.
  • بعد رفتارى (عمل): شخص‌ در برخورد با موضوع‌ موردنظر به‌گونه‌ معینی‌ رفتار می‌کند.

به عنوان مثال، نگرش فرد به یک بازیگر ممکن است حاوی بعد شناختی باشد که او را یک بازیگر خوب می‌داند. بعد عاطفی آن ممکن است شیفتگی فرد به بازی آن بازیگر باشد و بعد رفتاری، آن است که فرد همواره آماده تماشای فیلم های وی است.

ادراک عبارت است از فرایند پیچیده آگاهی یافتن از اطلاعات حسی و فهم آن‌ها همچنین، ادراک، فرایندی است که افراد، به وسیله آن، پنداشت‌ها و برداشتهایی را که از محیط خود دارند، تنظیم و تفسیر می کنند و بدین وسیله، به آنها، معنی می دهند؛ ولی، ادراک می تواند که با واقعیت عینی، بسیار متفاوت باشد. غالباً، افراد از امری واحد، برداشتهای متفاوتی دارند. می توان گفت که رفتار مردم، به نوع ادراک، پنداشت یا برداشت آنها (و نه واقعیت) بستگی دارد.

یادگیری

یادگیری کارکردیست که با آن، دانش، رفتار ها، توانمندی ها یا انتخاب های نو یا موجود به ترتیب درک یا تقویت و اصلاح میشوند، که شاید به یک تغییر بالقوه در ترکیب داده ها، عمق دانش، رویکرد یا رفتار نسبت به نوع و گستره ی تجارب منجر شود. توانایی یادگیری در دسترس انسان ها، جنبندگان و گیاهان و انواعی از ماشین ها قرار دارد. روند یادگیری در طول زمان، منحنی یادگیری را دنبال مینماید. یادگیری به صورت آنی انجام نمیشود، بلکه بر پایه دانسته های گذشته رشد میکند. بر همین پایه، دید ما یادگیری میتواند در راستای یک روند تعریف شود تا مجموعه ای از دانش شیوه ی انجام و گزاره هایی بر مبنای واقعیت باشند. یادگیری در نهایت به تغییراتی می انجامد که معمولا دائمی هستند.

انگیزش

انگیزش به فرآیندهایی ارتباط دارد که به رفتار، نیرو و جهت می‌دهد. این فرآیندها عبارتند از: نیازها، شناخت‌ها، هیجان‌ها و رویدادهای بیرونی. نیازها با شرایط درونی فرد که برای ادامه‌ی زندگی و رشد و سلامتی ضروری است، مرتبط است. شناخت‌ها، عقاید، باورها و رویدادهای ذهنی، انتظارات و خودپنداره را شامل می‌گردد که نحوه‌ی تفکّر را بیش‌تر نشان می‌دهد. هیجان‌ها، به صورت پدیده‌های ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی و چند بعدی هستند. رویدادهای بیرونی، مشوّق‌هایی است که رفتار فرد را نیرومند می‌سازد و به سمت رویدادهایی هدایت می‌کنند، گرچه ممکن است این رویدادها از پیامدهای مثبت یا آزاردهنده خبر دهند.

رضایت شغلی و تعهد سازمانی

رابطه بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی یکی از موضوعات اساسی و از جمله مسایل مهم در علم مدیریت است که کانون مباحثات فراوان در میان محققان بوده است. بهبود رضایت شغلی، بهبود تعهد سازمانی را به همراه دارد. به دلیل نقش حساس سازمان مالیاتی در میان سازمانهای دیگر، تغییرات آن دارای اهمیت بسیاری است.

مدیریت استرس

کسانی که برای توسعه مهارتهای خود وقت می‌گذارند، طبیعتاً در پی تغییر دادن وضعیت خود و محیط خویش هستند و اتفاقاً هر نوع تلاشی برای تغییر، می‌تواند به تحمیل استرس های درونی و استرس های بیرونی منتهی شود.

اشتغال به مدیریت و سرپرستی دیگران هم، از جمله عوامل استرس زایی است که می‌تواند بر تمام جنبه‌های زندگی فرد، سایه  بیندازد.مسئولیت داشتن به خودی خود می‌تواند استرس ایجاد کند و طبیعتاً تلاطم‌های محیطی و چالش‌های محیط کار هم می‌تواند بر استرس شغلی بیفزاید.

در چنین شرایطی اگر یک مدیر در مدیریت استرس توانمند نباشد، این ناآرامی و تنش درونی بر روی همکاران و مجموعه او هم سایه می‌اندازد و مشکلات حاشیه‌ای سازمان را افزایش می‌دهد.